فاجعه یا پیشرفت؟ پالادیوم

فاجعه یا پیشرفت؟ پالادیوم

شاید اولین تصویری که در ذهن یک شهروند ایرانی، بعد از شنیدن نام پالادیوم ایجاد شود، مرکز خریدی بسیار لوکس در منطقه زعفرانیه تهران باشد که به جرات میتوان ادعا کرد به یکی از مقاصد اصلی شهروندان تهران و گردشگران تبدیل شده است. مرکز خریدی که در طی چند سال فعالیت نام خود را به یک برند لوکس و جذاب تبدیل کرده است.

اما موضوعی که در این مطلب به آن میپردازیم، مرکز خرید پالادیوم تهران نیست؛ یک مرکز خرید با همین نام در شهرک رشدیه تبریز است. شاید ذهنیت لوکسی که برند پالادیوم القا می‌کند، زیاد هماهنگ با این مرکز خرید نباشد که این موضوع بیانگر تقلید و بی‌برنامگی برنامه‌ریزان و مدیران این پروژه می‌باشد. انتخاب اسم و برند برای یک مرکز خرید، از قدم‌های اولیه و بسیار مهمی است که سال‌ها به یک پروژه الحاق شده و تعریف‌کننده هویت آن می‌شود. به نظر می‌رسد مدیران پروژه‌هایی با این مقیاس واقعا هیچ ذهنیتی از برندینگ و‌ ایفای نقش اجتماعی یک پروژه ندارند و صرفا به فکر سود حاصل از فروش و یا واگذاری استیجاری واحدهایشان باشند.

مجتمع تجاری تبریز

ولی مشکل اصلی و بی‌برنامگی بزرگ این پروژه به زعم نگارنده، نه برندینگ و نامگذاری آن، که مشکلات معماری و شهری این پروژه و سردرگمی و عدم انسجام پروژه در زمینه معماری می‌باشد. مشکلاتی که شاید بتوان عنوان « فاجعه» بر آنها نهاد.

اینکه ایجاد مرکز خریدی با این مقیاس در قلب یک محدوده کاملا مسکونی با فاصله ی کمتر از 200 متر از یک مرکز خرید دیگر، چه توجیهی می تواند داشته باشد، سوالی است که نه از مسئولان این پروژه، که باید از مسئولان شهری پرسید. مرکز خریدی که قطعا حوزه نفوذی بیش از محدوده شهرک رشدیه و ولی‌امر را هدف قرار داده و بدون کمترین عقب‌روی از محدوده خیابان‌های اطراف و بدون ارائه سرویس پارکینگ خوانا و کارامد، قطعا میتواند یکی از شریان‌های اصلی ورود و خروج به شهرک رشدیه را فلج کرده و یک منطقه آرام مسکونی را به یک منطقه شلوغ و پرترافیک تبدیل کند. مکان یابی ورودی اصلی نیز مزید بر علت شده و موضوع پیاده و سوار شدن کاربران مجموعه به اتوموبیل‌ها را به یک معضل ترافیکی تبدیل کرده است. باید در نظر داشت که با توجه به وضعیت فعلی اقتصادی و البته کارکرد مجموعه با ظرفیتی پایین‌تر از حداکثر توان، هنوز اوج تراکم و شلوغی مجموعه را تجربه نکرده‌ایم و تمامی مسائل ذکر شده، در حد کمینه ی خود تاثیر گذاشته‌اند.

مجتمع تجاری تبریز

اینکه کدام مسئول یا مسئولان شهری زیر برگه‌های مجوز این مجموعه را امضا کرده‌اند، سوالی است که باید پاسخ داده شده و پیگیری شود که چگونه چنین پروژه‌های مخربی، به سادگی مجوز ساخت و شروع به کار میگیرند.

از نظر معماری نیز عدم تطابق این مجموعه با محیط اطراف، نکته ایست که شدیدا برای نگارنده جالب است. گویا معماران این پروژه، هیچ اطلاع و دسترسی به محیط اطراف پروژه نداشته اند و حجم و نمای مجموعه را در یک فضای ایزوله طراحی و معماری کرده‌اند.

مجتمع تجاری تبریز

موضوع بعدی قابل تامل در این پروژه، دسترسی پیاده  این پروژه است. نباید منکر این نکته شد که اکثر پروژه‌های بزرگ شهرک رشدیه در زمینه پیاده‌راه‌سازی مشکل دارند، ولی اصلا شایسته نیست پروژه‌ای که در این دوره از دغدغه‌های شهری و اجتماعی افتتاح می‌شود، از نظر سهولت عابران پیاده، وضعیت ایده‌آلی نداشته باشد.

مجتمع تجاری تبریز

با مرور نکات ذکر شده، به نظر می‌رسد که در انجام پروژه‌های ساختمانی بزرگ مقیاس شهر تبریز، نه کافرمایان و نه مسئولان شهری دغدغه‌های اصلی شهر را دنبال نکرده و هرگز چالشی جز سود کوتاه مدت پروژه برایشان متصور نیست، چون هر عقل سلیمی می‌تواند تاثیر مثبت پایدار اقتصادی عواملی چون ایفای نقش مثبت اجتماعی یک پروژه را در یابد و نه به نیت حل و بهبود شرایط کالبدی شهر، که برای بهبود توفیقات پروژه به صورت پایدار، رعایت نکاتی الزامی و حیاتی را که به سادگی در دسترس هر معمار و شهرسازی می‌تواند قرار بگیرد، مد نظر قرار دهد.

به نظر می رسد ریشه اصلی مشکلات متعدد پروژه هایی مشابه پروژه پالادیوم، غفلت از نقش معمار در مطالعه و بررسی، هدایت و جهت‌دهی پروژه های ساختمانی باشد که نشان از فقدان برنامه ریزی و برنامه محوری در سازمان ها و نهادهای تصمیم ساز به ویژه در حوزه شهر می باشد. لازم به ذکر است که اجرای پروژه های ناموفق در هر مقیاسی نه تنها کارفرمای پروژه را متضرر می کند، بلکه کل جامعه به انحاء مختلف در این ضرر شریک و سهیم خواهد بود. شایان ذکر است فاز بعدی این پروژه در دست احداث می‌باشد که احتمالا حاوی مشکلاتی مشابه باشد که با پیگیری مسئولان شهری می شود علاج فاجعه قبل از وقوع را امیدوار شد.

مجتمع تجاری تبریز

دوشنبه ۱۹-۰۶-۱۳۹۷
برچسب ها:

ارسال نظر

نظرات کاربران سايت